بديع الزمان فروزانفر

58

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

اى بسا ناورده استثنا به گفت * جان او با جان استثناست جفت گفتيم كه استثنا نزد مولانا حالت قلبى و توجه به خداوند تعالى است بنا بر اين هر گاه آن حالت موجود باشد گفتن و به زبان آوردن لفظ « ان شاء اللَّه » ضرورت ندارد و تسليم قلب و تفويض امور به حق حاصل و روح پيوسته بدان حالت قلبى خواهد بود . از قضا سركنگبين صفرا فزود * روغن بادام خشكى مىنمود از هليله قبض شد اطلاق رفت * آب آتش را مدد شد همچو نفت سركنگبين : كه معرب آن سكنجبين است ، شربتى است كه معمولا از شكر و سركه مىپزند و بقوام مىآورند و گاهى بجاى شكر عسل ( انگبين ) به كار مىبرده‌اند و اطباى قديم آن را در دفع صفرا مفيد مىدانسته‌اند . صفرا : يكى از اخلاط چهارگانه ( صفرا ، سودا ، خون ، بلغم ) كه خلطى گرم و خشك است و طبيعى آن سرخ روشن است كه نوع روشن تر آن را كيسه‌ى صفرا جذب مىكند و در هضم غذا و دفع بلغم از روده به كار مىبرد ، غير طبيعى ، زرد و گاهى هم رنگ زرده‌ى تخم مرغ ( محى ) است و در كبد توليد مىشود و نيز برنگ گندنا و تره كه آن را « كراثى » مىگويند و در معده متولد مىشود و نوعى برنگ زنگار « زنجارى » كه تاثير سمى دارد و كانون آن معده است و اين انواع را بطور كلى صفرا مىنامند از باب تسميه‌ى كل باسم يكى از اجزاء آن . ( كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 46 ، بحر الجواهر ، طبع هند در ذيل : صفر ) . روغن بادام : روغنى كه از بادام شيرين مىگيرند و مسهل است .